دکتر ابوذر ابراهیمی ترکمان

دیدیم که مولانا ضرورت توجه به اسباب را گوشزد می‌کند و رویگردانی از  آن را نکوهش می‌کند. اینک ادامه سخن:
دل بریدن از اسباب در آموزه‌های دینی
مولانا قرآن کریم را کتاب هدایتی می‌داند که اصلی ترین آموزه اش دل بریدن از سبب است:
جمله قرآن هست در قطع سبب
عزّ درویش و هلاک بولهب
و نیز می گوید از آغاز قرآن تا پایانش، توصیه به ترک‌کردن اسباب و علتها شده است:
همچنین زآغاز قرآن تا تمام
رفض اسباب است و علّت، والسلام
مولانا آنجا که وظیفه انبیا را راهنمایی بشر به مسبب‌الاسباب و انقطاع از اسباب ظاهر می‌داند، به انقطاع دل از اسباب نیز نظر دارد :
هست بر اسباب، اسبابی دگر
در سبب منگر، در آن افکن نظر
انبیا در قطـع اسباب آمدند
معجزات خویش بر کیوان زدند
(مثنوی، دفتر سوم، بخش ۱۱۶)
پس همین مقدار توصیه به انقطاع دل از اسباب، خود دلیل بر این است که نظام عالم مبتنی بر اسباب است و تا سببی نباشد، انقطاع از آن معنایی ندارد. در دعایی از امام سجاد(ع) نیز این نکته بیان شده است که سببیّت اسباب از خداست۹ و هیچ مؤثّری در عالم جز او نیست:۱۰ «هست بر اسباب اسبابی دگر».مولانا قدرت مطلق خداوندی را زاینده سببهای ظاهر می‌داند و می گوید باید به سبب اصلی توجه کرد؛ زیرا:
هر چه خواهد آن مسبب آورد
قدرت مطلق سببها بردَرد
در دعای مشهوری که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده، آمده است: «اللهم ارنا الاشیاء کَما هی»:۱۱ خدایا، هستی را آن‌گونه که هست، به من بنمای.یک وجه تفسیری نیز این است که: خدایا، غیر مستقل بودن اشیا را که حقیقت آنهاست، به من بنمای؛ چه، آنکه وقتی غیر مستقل بودن اشیا در نظر انسان تثبیت شود، تکیه‌گاه آن و مسبب‌الاسباب بودن در دیده انسان پرفروغ می‌گردد.
فخر رازی که می‌گوید: «بریدن از همه چیز، جز در مقام محبّت به پروردگار حاصل نمی‌شود»،۱۲ نظر به همین معنی دارد که تنها راه بریدن و انقطاع دل از اسباب ظاهر، توجه به سبب باطن و مسبب‌الاسباب است. آیات بسیاری در قرآن کریم درباره انتساب افعال به خداوند است وغیر خدا را باطل می‌داند: «هو الحق و مادونه الباطل» (لقمان، ۳۰).

آثار انقطاع دل از اسباب
دل‌کندن از اسباب منافاتی با بهره‌گیری از اسباب ندارد. می‌توان به اسباب دست یازید و در عین حال از استقلال اسباب چشم پوشید و مسبب‌الاسباب را دید. مهمترین اثر دل کندن از اسباب غفلت‌زدایی است.
غفلت‌زدایی: مولانا می‌گوید نگاه گذرکننده از درگاه اسباب و ورود به بارگاه مسبب‌الاسباب، موجب خواهد شد که انسان از غفلت فاصله بگیرد.
از مسبب می‌رسد هر خیر و شر
نیست اسباب و وسایط، ای پدر
جز خیالی منعقد بر شاه راه
تا بماند دور غفلت چند گاه
غفلت درنتیجه توجه تام به اسباب است.
تو ز طفلی چون سببها دیده‌ای
در سبب از جهل برچفسیده‌ای
با سببها از مسبب غافلی
سوی این روپوش‌ها زان مایلی
(مثنوی، دفتر سوم، بخش ۱۴۸)
شناخت حقیقت: حَیرَت و تحیُّر در لغت به معنای سرگشتگی است. در معنای متعارف، معرفت با فهم همراه است، اما در عرفان، معرفت با حیرت و عجز از ادراک و فهم ناپذیری قرین است. این نکته را می‌توان در این عبارت تناقض آمیز صوفیان یافت که از قضا در بحث از حیرت ذکر شده: منزه است خداوندی که یگانه راه شناخت خود را در ناتوانی از شناختش قرار داد.۱۳
عبارت «یا دلیل المتحیرین زِدنی تحیّراً» که در کشف‌المحجوب از قول شبلی نقل شده است، در بعضی منابع دیگربه صورت «ربِّ زِدنی تحیّراً»، حدیث نبوی دانسته شده است.۱۴ مولانا بر همین تحیر نظر دارد و توجه به اسباب را موجب دوری از حقیقت می‌داند، از همین رو می‌گوید:
ز سبب دانی، شود کم حیرتت
حیرت تو ره دهد در حضرتت
این بقاها از فناها یافتی
از فنااش رو چرا برتافتی؟
(مثنوی، دفتر پنجم، بخش ۳۷)
حیرتی که مولانا از آن یاد می‌کند، فقط در صورتی به وجود می‌آید که سببها کنار روند و انسان مسبب الاسباب را ببیند. با دیدن مسبب الاسباب حیرتی برای بشر رخ می‌دهد که از درون آن حیرت، حقیقت هستی بخش برایش آشکار می‌شود.
بنابراین خلاصه دیدگاه مولانا در مسئله سبب بر سه پایه اصلی ضرورت بهره‌گیری از اسباب، مستقل ندیدن اسباب و حاکمیت خداوند بر اسباب استوار است که در صورت رسوخ چنین دیدگاهی در وجود انسان، نگاه‌های پیش‌برنده و پرده پس‌زن پدید می‌آید که انسان را از ظاهر به باطن و از سبب به مسبب رهنمون می‌شود و همین انسان وابسته به اسباب را به وارسته از اسباب تبدیل می‌کند.
پی‌نوشت‌ها:
۹. یا من ... تسبٌّبت بلطفک الاسباب (دعای هفتم صحیفه سجادیه)
۱۰. لا مؤثر فی الوجود الا الله
۱۱. محمد بن علی بن ابراهیم أحسائی، َعوالی اللئالی العَزیزیۀ 
فی الاحادیث الدّینیه، آیت اشراق، تهران، ۱۳۶۱، ج۴، ص۱۳۲، ح۲۲۸ 
۱۲.  فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج۳، ص۱۷۸ـ ۱۷۹ 
۱۳. مجموعه رسائل فارسی خواجه عبدالله انصاری، چاپ محمدسرور مولایی، تهران، ۱۳۷۲ش 
۱۴. اسماعیل بن محمد مستملی، شرح التعرف لمذهب التصوف، ج۱، ص۷۶۵، چاپ محمد روشن، تهران ۱۳۶۳ ـ ۱۳۶۶ش 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی